تبليغاتX
هر چه می خواهد دل تنگ
یا خاموش باش یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد


برادرجان نمی دونی چه دلتنگم    برادر جان نمیدونی چه دلگیرم

نمیدونی نمیدونی برادرجان  گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمیدونی چه سخته در به در بودن مثل طوفان همیشه در سفر بودن

برادرجان برادرجان نمیدونی چه تلخه وارث درد پدر بودن

دلم تنگه برادرجان برادرجان دلم تنگه

دلم تنگه از این روزهای بی امید

از این شب گردی های خسته و مایوس

از این تکرار بیهوده دلم تنگه

همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس

دلم تنگه برادرجان برادرجان دلم تنگه

دلم خوش نیست غمگینم برادرجان

از این تکرار بی رویا و بی لبخند

چه تنهاییه غمگینی که غیر از من همه

 خوشبخت وعاشق  عاشق و خرسند

به فردا دلخوشم شاید که با فردا طلوع خوب خوشبختیه من باشه

شبو با رنج تنهایی من سر کن شاید فردا روز عاشق شدن باشه

 بای بای شایانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 16:27  توسط محمد و شایان  |