تبليغاتX
هر چه می خواهد دل تنگ
یا خاموش باش یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد


 

سلام.

همه چیز خیلی بهتر شده.

خیلی بهتر از قبل

خدا را شکر

همه چیز آرام است

روزها در گذرند

و من مانند برگی در باد معلق هستم

همه چیز خوب و معمولی

خداوند مثل همیشه آن بالا با یک دنیا سخاوت نشسته و به من می نگرد

و من سعی می کنم فقط سعی می کنم او را بپرستم

نمی دانم به این کاری که من می کنم می گویند "سعی" یا نه؟!

امیدوارم بگویند.

 

 

نمی دانید چقدر به چند قطره اشک محتاجم.

آخر بدون این قطره دل آدم سنگ می شود

کاش می شد همیشه آن را در آستین داشتم.

راستی شما چراغ جادو ندارید؟

من از او چند قطره اشک می خواهم.

فقط چند قطره.

کاش اینجا باران می آمد.

یک یا دو روز در هفته.

دوای خوبیست

برای همه دلتنگی ها.

همه ی اشکها و همه غربتها.

کاش اینجا باران بیاید.

و کاش من تنها در ایوان بنشینم  و به تمام دلتنگی هایم گوش کنم.

کاش باران بیاید.

نه اینجا

همه جا

هر جا که انسانی به دلتنگی من زندگی می کند.

کاش باران بیاید.

 

 

سعی کن ، تنها زندگی کنی ... زیرا تنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت بی آنکه دوست داشته باشی ! بگذار خانه قلبت خالی بماند ، زیرا اگر کسی در آن جای گرفت ، به ویرانیهای قلبت رحم نمی کند . اما ... اگر کسی را دوست بداری عمیق دوستش بدار و آنقدر برایش گریه کن و آنقدر برایش سادگی کن تا عشق پاک و آسمانی ات را از یاد نبرد ! جای ترانه هایت ، لابه لای بهانه هایم خالیست .
یک پاییز تمام از خودم پرسیدم ... به خاطر ماندنت بنویسم ؟ یا خدایی نکرده محض خاطر رفتنت ... ؟ آن هنگام که از هم جدا شدیم من به اندازه ی یک دلبستگی عمیق برایت گریستم ... و تو به اندازه ی یک وابستگی برایم گریستی ! ریشه ی احساسم را در دریای زرف حیاتت آبیاری کردم گریستم وتو گریستی من از دلبستگی و تو از وابستگی ...
من فنا شدم و امید دارم که تو مانده باشی . من نمیگویم که تو باید آنچه را میگویم باور کنی . نه ،" فقط گوش بده و زیبایی گوش دادن " خالص همین است: اگر تماما گوش بدهی هر آنچه درست است وارد قلبت میشود ... ذهن کر است . تظاهر به گوش دادن میکند ولی هرگز گوش نمیدهد . " ذهنت را کنار بگذار و بگذار قلبت به من گوش بدهد ."
دیگه باید تنها بود ...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:50  توسط محمد و شایان  |